1) برچسب زدن
بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند. گاهي هدف از اين عملكرد، آن است كه ايده، فكر يا گروهي محكوم شوند، براي آنكه استدلالي در محكوميت آنها آورده شود.(4)
به عنوان مثال ، رسانه هاي كشورهاي غربي با منفي سازي مفهوم «بنيادگرايي» Fundamentalism و اطلاق آن به كشورهاي اسلامي ، سعي دارند چهره منفي اي از اين كشورها در اذهان عمومي مخاطبين خود القاء و ايجاد كنند.
برچسب زني يا اسم گذاري (برچسب به يك فكر و يا عقيده زدن) براي تحريك به رد فكري و انديشه اي بدون بررسي شواهد مورد استفاده قرار گيرد.(5)
به عنوان مثال غربي ها به مقاومت مشروع مردم مظلوم فلسطين و لبنان، برچسب تروريسم مي زنند و حملات ايران از اين مبارزين را حمايت از تروريسم مي نامند و با تبليغات رسانه اي افكارعمومي را دستكاري مي كنند.
2) تلطيف و تنوير
از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم.(6)
رسانه هاي ارتباط جمعي از سويي مفهوم «حقوق بشر و آزادي» را پر فضيلت جلوه داده و از سوي ديگر غرب را مهد آزادي و مدافع حقوق بشر قلمداد مي كنند در حاليكه بيشترين نقص حقوق بشر و آزادي در اين كشورها صورت مي گيرد.
3) انتقال
انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود.
استفاده از نمادهاي مذهبي و يا ملي و انتساب به اشخاص و جريان هايي كه مورد احترام توده هاي عمومي مردم هستند تاكتيك انتقال ناميده مي شود.
در اين تاكتيك از ابزارهاي گوناگون از جمله طنز، كايكاتور، داستان كوتاه، شعر و موسيقي و... استفاده مي شود.
4) تصديق
تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است.(7)
حمايت اشخاص معروف (سياستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروههاي فرهنگي، سياسي واجتماعي از فردي يا جرياني تصديق ناميده مي شود.
5) شايعه
شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد. به عبارتي شايعه در جايي ايجاد مي شود كه خبر نباشد و يا خبر از منابع موثق منتشر نگردد. شايعه انتقال شفاهي پيامي است كه براي برانگيختن باور مخاطبان و همچنين تاثير در روحيه آنان ايجاد مي شود. مطالب كلي شايعه بايد حول محورهاي اساسي و مهمي باشد كه مخاطب نسبت به آن حساسيت بالايي دارد.
هر شايعه در برگيرنده بخش قابل توجهي از واقعيت مي تواند باشد (تاكتيك تسطيح در شايعه سازي) ولي ضريب نفوذ آن بستگي به درجه ابهام و اهميت آن دارد. در واقع هرچقدر شايعه پيرامون مسائل «مبهم» و «مهم» باشد همان مقدار ضريب نفوذ آن افزايش مي يابد.
با توجه به موضوع و جامعه هدف، شايعات گوناگوني توليد مي شوند كه عبارتند از شايعات تفرقه افكن، هراس آور، اميد بخش، آتشين، خزنده، دلفيني يا غواصي(كه به تناسب زمان توليد و بعد از تاثير گذاري براي مدتي خاموش و دوباره با ايجاد زمينه هاي ذهني لازم در جامعه، ايجاد مي شود)
در شايعه سازي از تاكتيك هاي گوناگون از جمله تسطيح، همانند سازي، برجسته سازي (بزرگنمايي) و... نيز استفاده مي شود.
6) كلي گويي
«محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته مي شوند» (8)
در واقع كلي گويي عبارت است از ايجاد ارتباط نظر و عملي خاص با مفهومي ويژه تا مخاطب بدون بررسي دلايل، شواهد و قرائن، آن نظر و عمل را بپذيرد.
تاكتيك كلي گويي، تاكتيكي است كه سعي مي شود ذهن مخاطب متوجه حواشي و شاخ و برگ نشده و در رابطه با هسته مركزي پيام، حساسيت نداشته و آن را بدون بررسي و كنكاش بپذيرد كه به همين دليل برخي اين تاكتيك را «بي حس سازي مغزي» نيز مي نامند.
در بيانيه هايي كه توسط دستگاه ديپلماسي كشورهاي غربي منتشر مي شود از اين تاكتيك استفاده مي كنند كه ضمن كلي گويي به مقاصد و اهداف خود نايل شوند.
7) دروغ بزرگ
اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي گيرد. بدين معني كه پيامي را كه به هيچ وجه واقعيت ندارد، بيان مي كنند و مدام بر «طبل تكرار» مي كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند. معروفترين استفاده اين تاكتيك در زمان آدولف هيتلر و توسط رئيس دستگاه تبليغاتي نازي ها، گوبلز بوده است. گوبلز مي گويد: «دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور آن براي مردم راحت تر است». (9)
در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري اخير شايع شد كه مبلغي حدود 18 ميليارد دلار از كشور خارج و به شكلي(مضحك!) به يكي از كشورهاي همسايه وارد شده است. اين دروغ به قدري بزرگ بود كه برخي آن را باور كردند(!) در حاليكه ميزان درآمد ساليانه كشور از 90 ميليارد دلار كمتر است و اين حجم مالي يعني چيزي حدود 20 درصد درآمد كشور. اين دروغ بزرگ كه توسط رسانه اي ضد انقلاب ماساژ مي شد عده اي را به ترديد و در مواردي به پذيرش آن وادا شته بود.
8) پاره حقيقت گويي
گاهي خبر يا سخني مطرح مي شود كه از نظر منبع، محتواي پيام، مجموعه اي به هم پيوسته و مرتب است كه اگر بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد. اين رويه رايج رسانه هاست كه معمولاً متناسب با جايگاه و جناح سياسي كه به آن متمايل هستند، بخشي از خبر نقل و بخشي را نقل نمي كنند. خبر هنگامي كامل است كه عناصر خبري در آن، به شكل كلي مطرح شوند. اما چنانچه يكي از عناصر خبري شش گانه (كه، كجا، كي، چرا، چه، چگونه) در خبر بيان نشود، خبر ناقص است.
در تاكتيك «پاره حقيقت گويي» حذف يكي از عناصر به عمد صورت مي گيرد و بيشتر اوقات عنصر «چرا» حذف مي شود.
نوع تيترها و محتواي روزنامه ها و رسانه ها در مواقع سخنراني مقامات عالي نظام نشانگر بهره گيري از اين تاكتيك است.
9) انسانيت زدايي و اهريمن سازي
يكي از موثرترين شيوه هاي توجيه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و يا سخت)، «انسانيت زدايي» است. چه اينكه وقتي حريف از مرتبه انساني خويش تنزيل يافت و در قامت اهريمني در ذهن مخاطب ظاهر شد، مي توان اقدامات خشونت آميز عليه اين ديو و اهريمن را توجيه كرد.
در اين تاكتيك با استفاده از برچسب زني صفات منفي به حريف از جمله دزد، قاتل، دروغگو و... به توجيه حملات و تهاجمات عليه رقيب مي پردازند.
قبل از حمله آمريكا به افغانستان و عراق ، رسانه هاي ايالات متحده با استفاده از اخبار و القاب گوناگوني تصويري مملو از رفتارهاي تروريستي ، وحشي گرانه و ضد انساني از طالبان و صدام در ذهن مخاطبان خويش القا مي كردند به گونه اي كه تروريست و صدام مترادف قلمداد مي شد.
10) ارائه پيشگويي هاي فاجعه آميز
در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه هاي جنگ رواني (از جمله كلي گويي، پاره حقيقت گويي، اهريمن سازي و...) به ارائه پيشگويي هاي مصيبت بار مي پردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و بر اساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند.
از اين تاكتيك در تبليغات انتخاباتي استفاده مي شود كه نمونه هاي بسياري از آن را مي توان در انتخابات اخير رياست جمهوري بر شمرد.
ارائه اخبار و آمارهاي آلوده به دروغ از وضعيت سياسي، اقتصادي كشور و فاجعه آميز بودن آينده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذيل اين تاكتيك تعريف مي شود كه شعار «تغيير» نيز در اين رابطه از سوي يكي از نامزدها پيگيري مي شد.
11) قطره چكاني
در تاكتيك قطره چكاني، اطلاعات و اخبار در زمان هاي گوناگون و به تعداد بسيار كم و به صورتي سريالي ولي نا منظم در اختيار مخاطب قرار مي گيرد تا مخاطب نسبت به پيام مربوطه حساس شده و در طول يك بازه زماني آن را پذيرا باشد.
12) حذف (سانسور)
در اين تاكتيك سعي مي شود فضايي مناسب براي ساير تاكتيك هاي جنگ نرم به ويژه شايعه خلق شود تا زمينه نفوذ آن افزايش يابد. در اين تاكتيك با حذف بخشي از خبر و نشر بخشي ديگر به ايجاد سوال و مهمتر از آن ابهام مي پردازند و بدين ترتيب زمينه توليد شايعات گوناگون خلق مي شود.
13) جاذبه هاي جنسي
استفاده از نمادهاي اروتيكال از تاكتيك هاي مهم مورد استفاده رسانه هاي غربي است به طوري كه مي توان گفت اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي رسانه هاي غربي از اين جاذبه در جهت جذب مخاطبان خويش به ويژه جوانان كه فعالترين بخش جامعه هستند، بهره مي گيرند. به طوري كه در شرايطي فعلي «مانكن ها» از جمله افراد پردرآمد در غرب محسوب مي شوند كه در تبليغات و آگهي هاي تجاري از آن ها بهره مي گيرند.
استفاده از گويندگان خبري با ظاهري اروتيكال از جمله مصاديق اين تاكتيك تلقي مي شود كه ضمن جذب مخاطب، موجب ارتقاء سطح اثرپذيري پيام و غفلت از هسته مركزي و ادبيات آن مي شود.
14) ماساژ پيام
در ماساژ پيام، از انواع تاكتيك هاي گوناگون (حذف، كلي گويي، پاره حقيقت گويي، زمان بندي، قطره چكاني و...) جنگ نرم استفاده مي شود تا پيام بر اساس اهداف تعيين شده شكل گرفته و بتواند تصوير مورد انتظار را در ذهن مخاطب ايجاد كند. در واقع در اين متد ، پيام با انواع تاكتيك ها ماساژ داده مي شود كه از آن مفهوم و مقصودي خاص برآيد.
15) ايجاد تفرقه و تضاد
ازجمله اموري كه در فرآيند جنگ نرم مورد توجه واقع مي شود، تضعيف از طريق تزريق تفرقه در جامعه هواداران و حاميان حريف است. ايجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقيب باعث عدم انسجام و يكپارچگي شده و رقيب را مشغول مشكلات دروني جامعه حاميان خود مي كند و از اين طريق از اقتدار و انرژي آن كاسته و قدرتش فرسوده شود.
ايجاد تفرقه و تضاد موجب ايجاد «گسست» شده و در جامعه اي كه به لحاظ طبيعي اين گسست ها وجود داشته باشند ، تقويت مي شوند؛ از قبيل گسست قوميت ، مذهب، دين، جنسيت، زبان، نژاد و... .
مهمترين هدف اين تاكتيك، ايجاد گسست بين مردم و نظام سياسي است كه باعث تزلزل و تنزل اعتماد عمومي مردم و مقبوليت و پذيرش رژيم سياسي مي شود.
اين تاكتيك به شدت مورد توجه بنگاه هاي خبرپراكني و استكبار جهاني در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران است و در چند ماهه اخير بر شدت بهره گيري از آن افزوده اند.
16) ترور شخصيت
در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فيزيكي جاي خود را به ترور شخصيت داده است. در زماني كه نمي توان و يا نبايد فردي مورد ترور فيزيكي قرار گيرد با استفاده از نظام رسانه اي و انواع تاكتيك ها از جمله بزرگ نمايي، انسانيت زدايي و اهريمن سازي، پاره حقيقت گويي و... وي را ترور شخصيت مي كنند و از اين طريق باعث افزايش نفرت عمومي و كاهش محبوبيت وي مي شوند.
دشمنان انقلاب و نظام اسلامي با استفاده از اين تاكتيك و بهره گيري از ابزار طنز، كاريكاتور، شعر، كليپ هاي كوتاه و... كه عموماً از طريق اينترنت و تلفن همراه ، پخش مي شود به ترور شخصيت برخي افراد سياسي و فرهنگي موجه و معتبر در نزد مردم مي پردازند.
17) تكرار
براي زنده نگه داشتن اثر يك پيام با تكرار زمان بندي شده، سعي مي كنند اين موضوع تا زماني كه مورد نياز هست زنده بماند. در اين روش با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جا انداختن پيامي در ذهن مخاطب دارند.(11)
تكرار از لحاظ روان شناسي در تشكيل «عادت» بسيار مفيد است به ويژه اگر با دقت توام باشد. بدون تكرار، تثبيت و تقويت دقيق تر، «عادت» ميسر نخواهد شد. روش تكرار از قواعد خاصي پيروي مي كند زيرا فاصله هاي تكرار، نبايد چنان دراز باشد كه سبب محو شدن آثار قبلي شود و نه چندان كوتاه باشد كه ملال انگيز و خسته كننده شود.(12)
به عبارت ديگر، تكرار مثل ضربه هاي پياپي چكش است كه سرانجام ميخ را مي كوبد و به داخل مي راند. بنابراين فرستنده پيام اميدوار است كه اين شكلي از ضربه زدن مداوم، باعث دريافت نكات پيام شود.
القاء «دروغ بزرگ» تقلب در انتخابات و تكرار آن ذيل اين تاكتيك تعريف و توجيه مي شود. هزاران سايت اينترنتي همزمان با دهها شبكه تلويزيوني غربي ، با «تكرار» «دروغ بزرگ، تقلب در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم ، سعي در مخدوش كردن ذهنيت عمومي جامعه ايرانيان و تضعيف اعتماد ملي داشتند.
18) توسل به ترس و ايجاد رعب
در اين تاكتيك از حربه تهديد و ايجاد رعب و وحشت ميان نيروهاي دشمن، به منظور تضعيف روحيه و سست كردن اراده آنها استفاده مي شود. متخصصان جنگ نرم، ضمن تهديد و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنين القاء مي كنند كه خطرات و صدمه هاي احتمالي و حتي فراواني بر سر راه آنان ممكن كرده است و از اين طريق، آينده اي مبهم و توام با مشكلات و مصائب براي افراد ترسيم مي كنند.(13)
در مواردي از تاكتيك توسل به ترس، براي انسجام و وحدت جبهه خودي در مقابل يك تهديد يا دشمن خارجي استفاده مي شود.
پيش از حمله ايالات متحده به عراق در مارس 2003 رسانه هاي آمريكايي تلاش تبليغاتي گسترده اي انجام دادند كه عراق به توليد جنگ افزارهاي هسته اي مي پردازد و حامي تروريسم است و با اين شيوه سعي كردند تا افكار عمومي از رژيم سياسي عراق و صدام حسين- كه انسانيت زدايي شده بود- احساس ترس كند و براي حمله آمريكا توجيه سازي شود.
از طرفي ديگر به شهروندان عراقي چنين القاء مي شد كه آمريكا دنبال تغيير رژيم سياسي عراق - كه حامي تروريسم است- بوده و به دنبال ايجاد فضاي آزاد در جامعه عراق هست و خواهان تحقق دموكراسي براي آنان بوده و اين جنگ مورد حمايت ساير كشورها و نيز سازمان ملل است.
از سوي ديگر دستگاه تبليغات رواني آمريكا به نيروهاي عراقي هشدار داده بود كه با بزرگترين و مخربترين تسليحات نظامي جهان مورد هجوم قرار خواهند گرفت ، بنابراين به سود آنها خواهد بود كه تسليم نيروهاي متحد گشته و كشورشان از شر صدام حسين رها شود. در حالي كه عراق بعد از چند سال از سقوط صدام، هنوز درگير بحران اختلافات داخلي است و مركز پرورش تروريسم در منطقه شده است.
19) مبالغه
مبالغه يكي از روشهايي است كه با اغراق كردن و بزرگ نمايي يك موضوع، سعي در اثبات يك واقعيت دارد. كارشناسان جنگ رواني، از اين فن در مواقع و وقايع خاص استفاده مي كنند.
غربي ها همواره با انعكاس مبالغه آميز دستاوردهاي تكنولوژيك خود و اغراق در ناكامي هاي كشورهاي جهان اسلام سعي در تضعيف روحيه مسلمانان در تقابل با تمدن غربي دارند.
20) مغالطه
مغالطه شامل گزينش و استفاده از اظهارات درست يا نادرست، مشروح يا مغشوش و منطقي يا غيرمنطقي است، به اين منظور كه بهترين يا بدترين مورد ممكن را براي يك فكر، برنامه ، شخص يا محصول ارائه داد.
متخصصين جنگ نرم، مغالطه را با «تحريف» يكسان مي دانند. اين روش ، انتخاب استدلال ها يا شواهدي است كه يك نظر را تاييد مي كند و چشم پوشي از استدلال ها يا شواهدي كه آن نظر را تائيد نمي كند.(14)
ادامه دارد...
خبرنامه دانشجويان ايران: 4 اتحاديه بزرگ دانشجويي با صدور نامهاي سرگشاده خطاب به هاشمي رفسنجاني ضمن يادآوري اقدامات غيرقانوني برخي اعضاي خانواده وي، از هاشمي خواستند تا خودش در معرفي اين افراد به دادگاه پيش قدم شود.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران»؛ متن نامه سرگشاده دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي، اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان خطاب به هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي هاشمي!
حديث ريزش مجاهدين صدر اسلام را پس از رحلت پيامبر بارها خواندهايم و هر بار صد افسوس ميخوريم كه چرا افرادي همچون طلحه و زبير اينگونه به دام نفس افتادند و خانه آخرتشان را بيهوده خراب كردند. بيگمان در كنكاش اين انحراف، صدها دليل و سند ميتوان اقامه كرد اما حكايت روايتي كه ميگويد "زبير از ما بود تا زماني كه فرزندش بزرگ شد " اين آيه قرآن را برايمان گوشزد ميكند كه در مال و فرزندانتان آزمايش گنجيده است. آزمايشي كه زبير از آن ناموفق بيرون آمد و كار را تا بدانجا پيش برد كه مقابل مولاي زمانش شمشير كشيد.
برادر گرامي، آقاي هاشمي!
بيگمان خود حضرتعالي نيز از فعاليتهاي خانوادهتان عليه نظام جمهوري اسلامي حداقل در بازه انتخابات اخير (اگر نخواهيم پروندههاي سابق را ذكر كنيم) آگاه هستيد.
دختر شما فائزه در تجمع غيرقانوني 25 خرداد يكي از عوامل تحريككننده مردم بود كه گويا به شما علت حضورش را خوردن ساندويج گفته بود. ايشان در تجمع آشوبگران در روز قدس و بسياري ديگر از تجمعات به ظاهر اعتراضآميز كه عملا به سر دادن شعار عليه جمهوري اسلامي و ديگر آرمانها تبديل ميشد، حضور يافته و نقش موثري در تحريك معترضين داشته است. اگرچه وي در يكي از اين تجمعات بازداشت و پس از 24 ساعت رهايي يافت. آيا تاكنون فايل صوتي افاضات ايشان عليه رهبري و نظام را شنيدهايد كه چگونه گستاخانه هتك حيثيت ميكنند!؟
همسر گرامي شما، در 22 خرداد بعد از راي دادن چنين فرمودند كه "اگر موسوي راي نياورد تقلب گرديده است و مردم به خيابانها بريزند. " فرزند ديگر شما محسن هاشمي كه مدير عامل مترو ميباشد، تلاش خود را براي پيروزي يك كانديداي خاص با استفاده از اموال بيت المال انجام داد به طوري كه Lcd ايستگاه هاي امام خميني (ره) كه به منظور پخش آگاهي در نظر گرفته شده است مدام در حال پخش موسيقي فيلم مستند انتخاباتي مير حسين موسوي و طرفداران او بود.
پسر كوچكتر شما مهدي نيز كه يكي از عوامل اصلي اين اغتشاشات بود با فعاليتهاي رسانهاي در تخريب اركان نظام، دولت، سپاه و بسيج و همچنين تجهيز اوباش براي بر هم ريختن اوضاع شهرها، پرداخت مبالغ هنگفت براي ستاد يكي از كانديداها و برداشت از بيتالمال با اهداف سياسي و ... پرونده سياسي را از خود باقي گذاشته است.
و اما در آخرين مورد فرزند برومند ديگري از خانواده شما ياسر، در 13 آبان با لياس مبدل به تحريك اغتشاشاتكنندهها براي آشوب ميپرداخت.
آنچه كه در ابتداي نامه خدمتتان عرض شد تاكيد بر اين نكته بود كه هيچ كدام از دوستداران انقلاب از ريزش سران انقلاب خوشحال نميشوند و دوست دارند آنها را همچنان در قامت يك انقلابي ببينند.
لذا بر طبق موارد ياد شده از خانواده جنابعالي، از شما تقاضا داريم از اين اعمال زشت و موهن خانوادهتان تبري بجوييد و به صراحت اعلام كنيد كه اگر به دليل خطاهاي نابخشودني خانوادهتان در جفا به ملت، خودتان در معرفي ايشان به دستگاه عدالت پيش قدم ميشويد و آنها را به قاضي وا ميگذارد تا همه چيز آشكار و شفاف گردد. آقاي هاشمي بگذاريد تاريخ نام خوشي را از شما در كتاب قطورش بنگارد و اميدواريم هر چه صريح تر اين اقدام انقلابي از طرف شما اتفاق افتد؛ پيش از آنكه دير گردد و تاريخ برخي انقلابيون صدر اسلام تكرار گردد.
برادر ارجمند جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
رئیس جمهور محترم ایران اسلامی
سلام علیکم
"رویگردانی نسل سوم انقلاب ها از آرمان های اولیه شکل گیری یک انقلاب" از جمله نظریات پوچ و بیراهی بود که بارها و بارها تئوریسن های دشمنان ایران اسلامی از سال ها قبل بر زبان می راندند و عده ای از کوته فکران داخلی هم جاهلانه و یا مغرضانه این خضعبلات را در تمامی این سال ها بلغور و اکو می کردند. این جملات در حالی در وادی ظلالت و گمراهی گفته می شد و می شود که تا کنون عمر هیچ یک از انقلاب هایی که این نابخردان مصداق نظریه خود معرفی می کردند، از نسل اول آن ها هم فراتر نرفته است.
طمع کردند و برنامه ریزی های سنگین و گسترده ای برای به ثمر رساندن این نظریه خود در قبال بزرگترین، محکمترین و عمیق ترین انقلاب چند قرن اخیر را به کار بستند. اما این دست و پازدن ها نتیجه ای برایشان نداشت جز مستحکم تر شدن پیوند عمیق ملت ایران علی الخصوص جوانان نسل سومی آن با آرمان های بلند و ملکوتی بنیانگذار راحل و پرچمدار مقتدر و حاضر این انقلاب ایدئولوژیک.
هفته گذشته شاهد این بودیم که همچون روزهای انقلابی 30 سال گذشته در این مملکت، جمهور جوان ایران حتی شکوهمندانه تر از سه دهه پیش، به میدان آمدند و غیورانه از حماسه آفرینی نسل اول و دوم خود در تسخیر جاسوس خانه امریکا و ایستادگی جدی تر بر اصل «عدم مذاکره با شیطان» که منبعث از گفتمان ژرف انقلاب اسلامی و منشور اندیشمندانه امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی)است، دفاع کردند.
آن چه که کراراً در شعارها، باورها و مطالبات آنان فریاد زده می شد پرده از این واقعیت بر می داشت که همچنان با بصیرت، خواهان استقامت بر آرمان الهی نفی مذاکره با آمریکا هستند. ملتی که سه دهه از عمر خود را صبورانه و مظلومانه تحت فشارها، تحریم ها، ظلم ها، تهدیدها و ستمگری های مستکبرین جهانی ایثار کرده، همچنان تمام قامت ایستاده است و البته این بار نسل جوانی که تربیت شده سال های سختی آن بوده اند به میدان آمده اند و شجاعانه و داوطلبانه مسئولیت بر دوش کشیدن این رایت بلند و پر افتخار را پذیرفته اند.
آقای دکتر احمدی نژاد
این حماسه آفرینی ها برای ما و شما درس عبرتی است که بدانیم این ملت تا به کجا آماده اند بر سر دفاع از حقوق خود و مظلومان عالم با آمریکای خونخوار و غارتگر دست در گریبان باقی بمانند و ذره ای در پیگیری این اصل انقلابی و اسلامی عقب نشینی نکنند. اما چه بد خبرهایی است وقتی می شنویم که برخی از دولتمردان نهم و دهم گوی سبقت را از سران امریکایی صفت دوم خردادی در دولت های گذشته ربوده اند و دم از پشت میز نشینی، مذاکره، لاف و گفتگو با دیوصفتان جنایتکار می زنند!
برادر گرامی
مذاکره در عرف سیاسی یعنی چه؟ جز این است که یعنی معامله؟ معامله با آمریکا؟ آیا ایران اسلامی اینقدر ذلیل و خوار شده است که با آمریکا داد و ستد سیاسی و... داشته باشد؟ چه چیزی می خواهید بدهید؟چه چیزی می خواهید بگیرید؟ آیا تصور می کنید آمریکا جز از فروخته شدن هویت، اصالت و دست کشی از اسلام ناب محمدی، دست کشیدن از آرمان هایی که سی سال برای آن خون دل خوردیم، چشم پوشی از کشته شدن، سوخته شدن و تکه تکه شدن برادران و خواهرانمان و له شدن هموطنانمان و مسلمانان جهان در زیر تانک ها، بولدزرها و پوتین های سربازان نمرود و فرعون صفتان، به پذیرفتن چیز دیگری قانع خواهد شد؟ آیا باز هم بنای بر مذاکره دارید؟ آیا می خواهید هویت ما را بفروش برسانید؟ آیا برسر حقیقت و هویت نظام اسلامی قصد مراوده با آمریکا دارید؟
آقای رئیس جمهور
آثار استعمارگری بر گوشت، پوست، روح و سلامت این مردم هنوز دیده می شود، آیا نمی بینید؟ دست تا مفرق آلوده به خون جوانان ما و مظلومان دیگر ملت های آزادی خواه، مظلوم و رزمنده جهان را در آستین آمریکا، دیگر نمی بینید؟ آیا پرچمدار دفاع از مظلومان، باید با ظالمان، کفار و جهان خواران مذاکره کند؟ مگر غیر از این است که دو دوست و هم مسلک با هم مذاکره می کنند، آیا به راستی تحولی آن چنانی در سیاست های اوباما و تفاوت آن با بوش، کلینتون، کاتر و دیگر ملعونان دیده اید، که ما از دیدن آن عاجزیم؟ یا شاید خدای ناکرده بنا دارید برخلاف رأی ملت و صرفاً تکیه بر خواست خود و برخی اطرافیان دست به این اقدام بزنید؟
آمریکایی ها نتوانستند و بارها اعلام کردند که یارا و توان مقابله سیاست ورزانه با ایران را ندارند. اعلام کردند که نفوذ استراتژیک ایران در منطقه، آن ها را در باتلاق های عراق و افغانستان و... به زیر کشیده است. اعلان کردند که قدرت منطقه ای ایران است و حتی در مرزهای اطراف آمریکا که هیچ، در درون کشورشان هم دچار بحران های مختلفی شده اند که متأثر از نفوذ اندیشه ایران است. آن ها صحه می گذارند بر نفوذ گسترده اسلام انقلابی و بیداری اسلامی در جهان، حال عده ای از داخل بنا دارند این گردن برافراشته و سرافراز را خم کنند؟ بنا دارند عزت و عظمت ما را لکه دار کنند؟ آخر در مقابل که؟ در مقابل چرکین صورتانی که صرفاً نقاب حقوق بشر بر چهره دارند؟ پلید سیرتانی که جگر ملت ها را سوزانده اند و می سوزانند؟ بربر هایی که بی رحمانه و خاصمانه نسل کشی و کودک کشی می کنند؟
ایده «تهاجم در قالب مذاکره» را کدام کوته فکری مطرح می کند؟ اینان اگر تهاجم می فهمیدند یعنی چه، که بایستی تا کنون اسلام انقلابی تمام مرزهای جهان را گرفته باشد. اگر تهاجم را درک کرده بودند که امروز دیگر نباید اثری از آمریکا می ماند. اگر تهاجم را می توانستند هجی کنند که سخن رهبری دو دهه برزمین نمی ماند! و تهاجم و شبیخون و ناتو و استحاله فرهنگی گریبان گیرمان می شد. نکند تهاجم را فقط در قالب مذاکره اش فهم کرده اند؟ شاید این را هم از منابع غربیان آموخته باشند نه از مکتب امام(ره).
نه آقا جان اختلاف ما، طلبکاری ما، مطالبات ما، حقوق تضییع شده ی ما، اموال، دارایی ها و ثروت های مادی و معنوی به غارت برده شده ی ما، آنقدری هست که حتی لحظه ای نشستن یک مسئول مملکتی با این کفار حربی را به هیچ عنوان پذیرا نباشیم. آنقدری هست که زبان گفتگو کننده با اینان را از حلقومش بیرون بکشیم. آنقدری بصیرت داریم که فریب تعویض رنگ پوست یک رئیس جمهور را نخوریم. بینش این ملت آنقدری هست که دروغ و ساختگی بودن و آپارتاید جایزه های به اصطلاح صلح نوبل را بداند. آنقدری هست که عدم نیاز به مذاکره، مراوده و ارتباط با مستکبر جهانی را بداند. آنقدری هست که توان دفاع از خود را داشته و احتیاجی به رفتن به در خانه مستبدین و دیکتاتورهای جهانی نداشته باشد.
جناب آقای دکتر احمدی نژاد
به شما عرضه می داریم که بدانید این ملت آماده است که محکم تر از گذشته مشت بر دهان آنانی بکوبد که بنای بر شکستن قبح، عزت و عظمت اصول و آرمان هایش دارند. این ملت اجازه نمی دهد تا با پشت میز نشینی با عناصر شیطان لعین، قطره ای اشک در چشم کودکان فلسطینی، لبنانی، افغانی، عراقی و... پیدا شود. ملت ایران جوانمردانه، حکیمانه، غیورانه و شجاعانه حقوق ملت ها را از حلقوم آمریکا بیرون خواهد کشید و بر سر این موهبت الهی با هیچ گروهی مسامحه نمی کند.
ما دانشجویان عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور به عنوان بخشی از نسل سوم انقلاب خمینی کبیر، بار دیگر با رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و ملت ایران وعده می کنیم که در پیگیری مطالبات و حقوقی که به بهای خون شهیدانمان برایمان مانده و این ملت بار دیگر در 13 آبان 1388 همان ها را بر زبان آوردند و خواهانش بودند، تا آخرین نفس خواهیم ایستاد و دست چدنی آمریکا و هر دستی که بنای ارتباط با آن دارد را، قطع خواهیم کرد.
والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
دانشگاه های سراسر کشور
مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع مي شود داراي تعريفي واحد كه مورد پذيرش همگان باشد نيست و تا حدي تلقي و برداشت افراد، جريان ها و دولت هاي گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.
جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» . مي داند. (1)
ارتش ايالات متحده در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد».
با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه «قدرت نرم» نسبت مي دهند.
وي در سال 1990 ميلادي در مجله «سياست خارجي» شماره 80 ، قدرت نرم را «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي پروفسور حميد مولانا در سال 1986 در كتاب «اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل» به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني» منتشر نمود.
بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است.
به نظر مي رسد جنگ نرم و مفاهيم همسان از قبيل عمليات رواني، جنگ رواني، قدرت نرم، جنگ سفيد و... قدمتي به اندازه حيات بشري دارد. نوع نگاه، زوايه ديد، ارتباطات چهره به چهره و غير كلامي ساده ترين والبته قديمي ترين روش هاي عمليات رواني و جنگ نرم است. برخي، قديمي ترين روايت پيرامون جنگ نرم را به نبرد كيدئون با ماد نسبت مي دهند كه در اين جنگ، سپاهيان كيدئون با افزايش چندين برابري مشعل هاي لشكريان، باعث فريب و ترس مادها شدند و در نتيجه بدون هيچ درگيري به پيروزي دست يافتند.
با اين وجود «جنگ نرم» با مختصات تئوريك و پراتيك جديد خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن يعني در دهه 1970 با مشاركت اساتيد برجسته علوم سياسي و علوم ارتباطات از جمله جوزف ناي، هارولد لاسول، جان كالينز، اعضاي برجسته آژانس اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) Central Intelligence Agency (CIA و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسيس مركزي تحت عنوان «كميته خطر جاري» طراحي ، تدوين وعملياتي شد كه مهمترين هدف آن بمباران تبليغاتي عليه بلوك شرق و به ويژه شوروي بود كه ظاهراً بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين كميته به «كميته صلح جاري» تغيير كرده و همچنان فعال است و كانون تهاجمات رواني آن جهان اسلام و به ويژه جمهوري اسلامي ايران و هواداران منطقه اي آن از جمله حزب اله، حماس و كشورهاي دوست ايران مي باشد.
كشور ما به دليل برخورداري از فرهنگ و تمدن كهن ايراني- اسلامي، اصالت نژادي، وسعت سرزمين، كميت و كيفيت جمعيت، امكانات نظامي، اقتدار سياسي، نفوذ منطقه اي و بين المللي، منابع طبيعي، سرمايه اجتماعي، درايت وتوانمندي رهبران فرهنگي وسياسي، يكپارچگي انسجام ملي و مهمتر از همه تمسك به فرهنگ و مكتب اهل بيت عليهم السلام و التزام به نظريه ولايت فقيه الگويي مترقي و متعالي براي كشورهاي اسلامي و عامل مهمي در بيداري و خيزش ملت هاي اسلامي منطقه است. بنابراين غرب و در راس آن ايالات متحده كانون حملات نرم و براندازانه خود را متوجه ايران اسلامي كرده اند و در كنار تحميل 8 سال جنگ تحميلي، كودتاهاي گوناگون، حمايت از گروه هاي ضد انقلابي و ايجاد اغتشاش در كشور، از انواع متدهاي جنگ نرم در حوزه هاي گوناگوني از جمله سينما، تئاتر، رمان و ادبيات داستاني، شعر، رسانه هاي ديجيتالي، گروه هاي مجازي و حقيقي، معنويت هاي ساختگي و عرفان هاي دروغين و... بهره برده اند كه در مجال خود به تفصيل به اين عرصه ها خواهيم پرداخت.



