خبرنامه دانشجويان ايران: 4 اتحاديه بزرگ دانشجويي با صدور نامهاي سرگشاده خطاب به هاشمي رفسنجاني ضمن يادآوري اقدامات غيرقانوني برخي اعضاي خانواده وي، از هاشمي خواستند تا خودش در معرفي اين افراد به دادگاه پيش قدم شود.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران»؛ متن نامه سرگشاده دفتر تحكيم وحدت، بسيج دانشجويي، اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل و اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان خطاب به هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي هاشمي!
حديث ريزش مجاهدين صدر اسلام را پس از رحلت پيامبر بارها خواندهايم و هر بار صد افسوس ميخوريم كه چرا افرادي همچون طلحه و زبير اينگونه به دام نفس افتادند و خانه آخرتشان را بيهوده خراب كردند. بيگمان در كنكاش اين انحراف، صدها دليل و سند ميتوان اقامه كرد اما حكايت روايتي كه ميگويد "زبير از ما بود تا زماني كه فرزندش بزرگ شد " اين آيه قرآن را برايمان گوشزد ميكند كه در مال و فرزندانتان آزمايش گنجيده است. آزمايشي كه زبير از آن ناموفق بيرون آمد و كار را تا بدانجا پيش برد كه مقابل مولاي زمانش شمشير كشيد.
برادر گرامي، آقاي هاشمي!
بيگمان خود حضرتعالي نيز از فعاليتهاي خانوادهتان عليه نظام جمهوري اسلامي حداقل در بازه انتخابات اخير (اگر نخواهيم پروندههاي سابق را ذكر كنيم) آگاه هستيد.
دختر شما فائزه در تجمع غيرقانوني 25 خرداد يكي از عوامل تحريككننده مردم بود كه گويا به شما علت حضورش را خوردن ساندويج گفته بود. ايشان در تجمع آشوبگران در روز قدس و بسياري ديگر از تجمعات به ظاهر اعتراضآميز كه عملا به سر دادن شعار عليه جمهوري اسلامي و ديگر آرمانها تبديل ميشد، حضور يافته و نقش موثري در تحريك معترضين داشته است. اگرچه وي در يكي از اين تجمعات بازداشت و پس از 24 ساعت رهايي يافت. آيا تاكنون فايل صوتي افاضات ايشان عليه رهبري و نظام را شنيدهايد كه چگونه گستاخانه هتك حيثيت ميكنند!؟
همسر گرامي شما، در 22 خرداد بعد از راي دادن چنين فرمودند كه "اگر موسوي راي نياورد تقلب گرديده است و مردم به خيابانها بريزند. " فرزند ديگر شما محسن هاشمي كه مدير عامل مترو ميباشد، تلاش خود را براي پيروزي يك كانديداي خاص با استفاده از اموال بيت المال انجام داد به طوري كه Lcd ايستگاه هاي امام خميني (ره) كه به منظور پخش آگاهي در نظر گرفته شده است مدام در حال پخش موسيقي فيلم مستند انتخاباتي مير حسين موسوي و طرفداران او بود.
پسر كوچكتر شما مهدي نيز كه يكي از عوامل اصلي اين اغتشاشات بود با فعاليتهاي رسانهاي در تخريب اركان نظام، دولت، سپاه و بسيج و همچنين تجهيز اوباش براي بر هم ريختن اوضاع شهرها، پرداخت مبالغ هنگفت براي ستاد يكي از كانديداها و برداشت از بيتالمال با اهداف سياسي و ... پرونده سياسي را از خود باقي گذاشته است.
و اما در آخرين مورد فرزند برومند ديگري از خانواده شما ياسر، در 13 آبان با لياس مبدل به تحريك اغتشاشاتكنندهها براي آشوب ميپرداخت.
آنچه كه در ابتداي نامه خدمتتان عرض شد تاكيد بر اين نكته بود كه هيچ كدام از دوستداران انقلاب از ريزش سران انقلاب خوشحال نميشوند و دوست دارند آنها را همچنان در قامت يك انقلابي ببينند.
لذا بر طبق موارد ياد شده از خانواده جنابعالي، از شما تقاضا داريم از اين اعمال زشت و موهن خانوادهتان تبري بجوييد و به صراحت اعلام كنيد كه اگر به دليل خطاهاي نابخشودني خانوادهتان در جفا به ملت، خودتان در معرفي ايشان به دستگاه عدالت پيش قدم ميشويد و آنها را به قاضي وا ميگذارد تا همه چيز آشكار و شفاف گردد. آقاي هاشمي بگذاريد تاريخ نام خوشي را از شما در كتاب قطورش بنگارد و اميدواريم هر چه صريح تر اين اقدام انقلابي از طرف شما اتفاق افتد؛ پيش از آنكه دير گردد و تاريخ برخي انقلابيون صدر اسلام تكرار گردد.
برادر ارجمند جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد
رئیس جمهور محترم ایران اسلامی
سلام علیکم
"رویگردانی نسل سوم انقلاب ها از آرمان های اولیه شکل گیری یک انقلاب" از جمله نظریات پوچ و بیراهی بود که بارها و بارها تئوریسن های دشمنان ایران اسلامی از سال ها قبل بر زبان می راندند و عده ای از کوته فکران داخلی هم جاهلانه و یا مغرضانه این خضعبلات را در تمامی این سال ها بلغور و اکو می کردند. این جملات در حالی در وادی ظلالت و گمراهی گفته می شد و می شود که تا کنون عمر هیچ یک از انقلاب هایی که این نابخردان مصداق نظریه خود معرفی می کردند، از نسل اول آن ها هم فراتر نرفته است.
طمع کردند و برنامه ریزی های سنگین و گسترده ای برای به ثمر رساندن این نظریه خود در قبال بزرگترین، محکمترین و عمیق ترین انقلاب چند قرن اخیر را به کار بستند. اما این دست و پازدن ها نتیجه ای برایشان نداشت جز مستحکم تر شدن پیوند عمیق ملت ایران علی الخصوص جوانان نسل سومی آن با آرمان های بلند و ملکوتی بنیانگذار راحل و پرچمدار مقتدر و حاضر این انقلاب ایدئولوژیک.
هفته گذشته شاهد این بودیم که همچون روزهای انقلابی 30 سال گذشته در این مملکت، جمهور جوان ایران حتی شکوهمندانه تر از سه دهه پیش، به میدان آمدند و غیورانه از حماسه آفرینی نسل اول و دوم خود در تسخیر جاسوس خانه امریکا و ایستادگی جدی تر بر اصل «عدم مذاکره با شیطان» که منبعث از گفتمان ژرف انقلاب اسلامی و منشور اندیشمندانه امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی)است، دفاع کردند.
آن چه که کراراً در شعارها، باورها و مطالبات آنان فریاد زده می شد پرده از این واقعیت بر می داشت که همچنان با بصیرت، خواهان استقامت بر آرمان الهی نفی مذاکره با آمریکا هستند. ملتی که سه دهه از عمر خود را صبورانه و مظلومانه تحت فشارها، تحریم ها، ظلم ها، تهدیدها و ستمگری های مستکبرین جهانی ایثار کرده، همچنان تمام قامت ایستاده است و البته این بار نسل جوانی که تربیت شده سال های سختی آن بوده اند به میدان آمده اند و شجاعانه و داوطلبانه مسئولیت بر دوش کشیدن این رایت بلند و پر افتخار را پذیرفته اند.
آقای دکتر احمدی نژاد
این حماسه آفرینی ها برای ما و شما درس عبرتی است که بدانیم این ملت تا به کجا آماده اند بر سر دفاع از حقوق خود و مظلومان عالم با آمریکای خونخوار و غارتگر دست در گریبان باقی بمانند و ذره ای در پیگیری این اصل انقلابی و اسلامی عقب نشینی نکنند. اما چه بد خبرهایی است وقتی می شنویم که برخی از دولتمردان نهم و دهم گوی سبقت را از سران امریکایی صفت دوم خردادی در دولت های گذشته ربوده اند و دم از پشت میز نشینی، مذاکره، لاف و گفتگو با دیوصفتان جنایتکار می زنند!
برادر گرامی
مذاکره در عرف سیاسی یعنی چه؟ جز این است که یعنی معامله؟ معامله با آمریکا؟ آیا ایران اسلامی اینقدر ذلیل و خوار شده است که با آمریکا داد و ستد سیاسی و... داشته باشد؟ چه چیزی می خواهید بدهید؟چه چیزی می خواهید بگیرید؟ آیا تصور می کنید آمریکا جز از فروخته شدن هویت، اصالت و دست کشی از اسلام ناب محمدی، دست کشیدن از آرمان هایی که سی سال برای آن خون دل خوردیم، چشم پوشی از کشته شدن، سوخته شدن و تکه تکه شدن برادران و خواهرانمان و له شدن هموطنانمان و مسلمانان جهان در زیر تانک ها، بولدزرها و پوتین های سربازان نمرود و فرعون صفتان، به پذیرفتن چیز دیگری قانع خواهد شد؟ آیا باز هم بنای بر مذاکره دارید؟ آیا می خواهید هویت ما را بفروش برسانید؟ آیا برسر حقیقت و هویت نظام اسلامی قصد مراوده با آمریکا دارید؟
آقای رئیس جمهور
آثار استعمارگری بر گوشت، پوست، روح و سلامت این مردم هنوز دیده می شود، آیا نمی بینید؟ دست تا مفرق آلوده به خون جوانان ما و مظلومان دیگر ملت های آزادی خواه، مظلوم و رزمنده جهان را در آستین آمریکا، دیگر نمی بینید؟ آیا پرچمدار دفاع از مظلومان، باید با ظالمان، کفار و جهان خواران مذاکره کند؟ مگر غیر از این است که دو دوست و هم مسلک با هم مذاکره می کنند، آیا به راستی تحولی آن چنانی در سیاست های اوباما و تفاوت آن با بوش، کلینتون، کاتر و دیگر ملعونان دیده اید، که ما از دیدن آن عاجزیم؟ یا شاید خدای ناکرده بنا دارید برخلاف رأی ملت و صرفاً تکیه بر خواست خود و برخی اطرافیان دست به این اقدام بزنید؟
آمریکایی ها نتوانستند و بارها اعلام کردند که یارا و توان مقابله سیاست ورزانه با ایران را ندارند. اعلام کردند که نفوذ استراتژیک ایران در منطقه، آن ها را در باتلاق های عراق و افغانستان و... به زیر کشیده است. اعلان کردند که قدرت منطقه ای ایران است و حتی در مرزهای اطراف آمریکا که هیچ، در درون کشورشان هم دچار بحران های مختلفی شده اند که متأثر از نفوذ اندیشه ایران است. آن ها صحه می گذارند بر نفوذ گسترده اسلام انقلابی و بیداری اسلامی در جهان، حال عده ای از داخل بنا دارند این گردن برافراشته و سرافراز را خم کنند؟ بنا دارند عزت و عظمت ما را لکه دار کنند؟ آخر در مقابل که؟ در مقابل چرکین صورتانی که صرفاً نقاب حقوق بشر بر چهره دارند؟ پلید سیرتانی که جگر ملت ها را سوزانده اند و می سوزانند؟ بربر هایی که بی رحمانه و خاصمانه نسل کشی و کودک کشی می کنند؟
ایده «تهاجم در قالب مذاکره» را کدام کوته فکری مطرح می کند؟ اینان اگر تهاجم می فهمیدند یعنی چه، که بایستی تا کنون اسلام انقلابی تمام مرزهای جهان را گرفته باشد. اگر تهاجم را درک کرده بودند که امروز دیگر نباید اثری از آمریکا می ماند. اگر تهاجم را می توانستند هجی کنند که سخن رهبری دو دهه برزمین نمی ماند! و تهاجم و شبیخون و ناتو و استحاله فرهنگی گریبان گیرمان می شد. نکند تهاجم را فقط در قالب مذاکره اش فهم کرده اند؟ شاید این را هم از منابع غربیان آموخته باشند نه از مکتب امام(ره).
نه آقا جان اختلاف ما، طلبکاری ما، مطالبات ما، حقوق تضییع شده ی ما، اموال، دارایی ها و ثروت های مادی و معنوی به غارت برده شده ی ما، آنقدری هست که حتی لحظه ای نشستن یک مسئول مملکتی با این کفار حربی را به هیچ عنوان پذیرا نباشیم. آنقدری هست که زبان گفتگو کننده با اینان را از حلقومش بیرون بکشیم. آنقدری بصیرت داریم که فریب تعویض رنگ پوست یک رئیس جمهور را نخوریم. بینش این ملت آنقدری هست که دروغ و ساختگی بودن و آپارتاید جایزه های به اصطلاح صلح نوبل را بداند. آنقدری هست که عدم نیاز به مذاکره، مراوده و ارتباط با مستکبر جهانی را بداند. آنقدری هست که توان دفاع از خود را داشته و احتیاجی به رفتن به در خانه مستبدین و دیکتاتورهای جهانی نداشته باشد.
جناب آقای دکتر احمدی نژاد
به شما عرضه می داریم که بدانید این ملت آماده است که محکم تر از گذشته مشت بر دهان آنانی بکوبد که بنای بر شکستن قبح، عزت و عظمت اصول و آرمان هایش دارند. این ملت اجازه نمی دهد تا با پشت میز نشینی با عناصر شیطان لعین، قطره ای اشک در چشم کودکان فلسطینی، لبنانی، افغانی، عراقی و... پیدا شود. ملت ایران جوانمردانه، حکیمانه، غیورانه و شجاعانه حقوق ملت ها را از حلقوم آمریکا بیرون خواهد کشید و بر سر این موهبت الهی با هیچ گروهی مسامحه نمی کند.
ما دانشجویان عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه های سراسر کشور به عنوان بخشی از نسل سوم انقلاب خمینی کبیر، بار دیگر با رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و ملت ایران وعده می کنیم که در پیگیری مطالبات و حقوقی که به بهای خون شهیدانمان برایمان مانده و این ملت بار دیگر در 13 آبان 1388 همان ها را بر زبان آوردند و خواهانش بودند، تا آخرین نفس خواهیم ایستاد و دست چدنی آمریکا و هر دستی که بنای ارتباط با آن دارد را، قطع خواهیم کرد.
والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
دانشگاه های سراسر کشور
مفهوم جنگ نرم Soft Warfare كه در مقابل جنگ سخت Hard Warfare مورد استفاده واقع مي شود داراي تعريفي واحد كه مورد پذيرش همگان باشد نيست و تا حدي تلقي و برداشت افراد، جريان ها و دولت هاي گوناگون از جنگ نرم متفاوت است.
جان كالينز، تئوريسين دانشگاه ملي جنگ آمريكا، جنگ نرم را عبارت از «استفاده طراحي شده از تبليغات و ابزارهاي مربوط به آن را براي نفوذ در مختصات فكري دشمن با توسل به شيوه هايي كه موجب پيشرفت مقاصد امنيت ملي مجري مي شود» . مي داند. (1)
ارتش ايالات متحده در آيين رزمي خود آن را بدين صورت تعريف نموده است: «جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروههاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد».
با عنايت به تعاريف فوق، معروفترين تعريف را به جوزف ناي، پژوهشگر برجسته آمريكايي در حوزه «قدرت نرم» نسبت مي دهند.
وي در سال 1990 ميلادي در مجله «سياست خارجي» شماره 80 ، قدرت نرم را «توانايي شكل دهي ترجيحات ديگران» تعريف كرد. تعريفي كه قبل از وي پروفسور حميد مولانا در سال 1986 در كتاب «اطلاعات و ارتباطات جهاني؛ مرزهاي نو در روابط بين الملل» به آن اشاره كرده بود. با اين وجود مهمترين كتاب در حوزه جنگ نرم را جوزف ناي در سال 2004، تحت عنوان «قدرت نرم؛ ابزاري براي موفقيت در سياست جهاني» منتشر نمود.
بنابراين جنگ نرم را مي توان هرگونه اقدام نرم، رواني و تبليغات رسانه اي كه جامعه هدف را نشانه گرفته و بدون درگيري و استفاده از زور و اجبار به انفعال و شكست وا مي دارد. جنگ رواني، جنگ سفيد، جنگ رسانه اي، عمليات رواني، براندازي نرم، انقلاب نرم، انقلاب مخملي، انقلاب رنگي و... از اشكال جنگ نرم است.
به نظر مي رسد جنگ نرم و مفاهيم همسان از قبيل عمليات رواني، جنگ رواني، قدرت نرم، جنگ سفيد و... قدمتي به اندازه حيات بشري دارد. نوع نگاه، زوايه ديد، ارتباطات چهره به چهره و غير كلامي ساده ترين والبته قديمي ترين روش هاي عمليات رواني و جنگ نرم است. برخي، قديمي ترين روايت پيرامون جنگ نرم را به نبرد كيدئون با ماد نسبت مي دهند كه در اين جنگ، سپاهيان كيدئون با افزايش چندين برابري مشعل هاي لشكريان، باعث فريب و ترس مادها شدند و در نتيجه بدون هيچ درگيري به پيروزي دست يافتند.
با اين وجود «جنگ نرم» با مختصات تئوريك و پراتيك جديد خود بعد از شروع جنگ سرد Cold War و در اوج آن يعني در دهه 1970 با مشاركت اساتيد برجسته علوم سياسي و علوم ارتباطات از جمله جوزف ناي، هارولد لاسول، جان كالينز، اعضاي برجسته آژانس اطلاعات مركزي آمريكا (سيا) Central Intelligence Agency (CIA و فرماندهان ارشد پنتاگون با تاسيس مركزي تحت عنوان «كميته خطر جاري» طراحي ، تدوين وعملياتي شد كه مهمترين هدف آن بمباران تبليغاتي عليه بلوك شرق و به ويژه شوروي بود كه ظاهراً بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي اين كميته به «كميته صلح جاري» تغيير كرده و همچنان فعال است و كانون تهاجمات رواني آن جهان اسلام و به ويژه جمهوري اسلامي ايران و هواداران منطقه اي آن از جمله حزب اله، حماس و كشورهاي دوست ايران مي باشد.
كشور ما به دليل برخورداري از فرهنگ و تمدن كهن ايراني- اسلامي، اصالت نژادي، وسعت سرزمين، كميت و كيفيت جمعيت، امكانات نظامي، اقتدار سياسي، نفوذ منطقه اي و بين المللي، منابع طبيعي، سرمايه اجتماعي، درايت وتوانمندي رهبران فرهنگي وسياسي، يكپارچگي انسجام ملي و مهمتر از همه تمسك به فرهنگ و مكتب اهل بيت عليهم السلام و التزام به نظريه ولايت فقيه الگويي مترقي و متعالي براي كشورهاي اسلامي و عامل مهمي در بيداري و خيزش ملت هاي اسلامي منطقه است. بنابراين غرب و در راس آن ايالات متحده كانون حملات نرم و براندازانه خود را متوجه ايران اسلامي كرده اند و در كنار تحميل 8 سال جنگ تحميلي، كودتاهاي گوناگون، حمايت از گروه هاي ضد انقلابي و ايجاد اغتشاش در كشور، از انواع متدهاي جنگ نرم در حوزه هاي گوناگوني از جمله سينما، تئاتر، رمان و ادبيات داستاني، شعر، رسانه هاي ديجيتالي، گروه هاي مجازي و حقيقي، معنويت هاي ساختگي و عرفان هاي دروغين و... بهره برده اند كه در مجال خود به تفصيل به اين عرصه ها خواهيم پرداخت.
خبرنامه دانشجويان ايران: در چند روز اخير سران اصلاح طلب و اعضاي معروف و مشهور احزاب اين جريان سياسي به طور گسترده به خانه سعيد حجاريان مي روند.

خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران» گزارش داد: اصلاح طلبان كه در واكنش به اعتراف دوستان مهم خود در زندان و دادگاه هاي اخير سعي كرده بودند جريان دادگاه را مورد خدشه و مشكلات حقوقي نشان دهند هم اكنون با مراجعه به خانه سعيد حجاريان و صحبت با وي سعي مي كنند وي را به پس گرفتن حرف هاي درون زندان مجاب كنند.
جالب است در حالي كه اصلاح طلبان از مفهوم شكنجه سپيد براي به حرف آمدن سعيد حجاريان صحبت مي كردند كه گويا اين روش نه در زندان بلكه هم اكنون در خانه ي وي توسط دوستان اصلاح طلبش صورت مي گيرد.
حجاريان از تئوريسين هاي اصلاح طلب به حساب مي آمد و صحبت هاي افشاگرايانهوي در زندان عليه جريان اصلاح طلب موجب ريزش شديد بدنه اين جريان سياسي شد.
شكنجه سپيد نيز از آن جهت براي حجاريان استفاده شد كه وي شامل شبهه شكنجه سخت قرار نمي گرفت و بايد يك شبهه جديد مثل شكنجه رواني يا سپيد استفاده مي شد.


